سيد محمد كمره اى

365

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

و پلوى اسلامبلى پخته بودند با احمد و بتول و ننه اسماعيل خورده خوابيديم . [ امور روزانه ] شنبه بيست و پنج شوال . - صبح بعد از چايى و كندن چغندر براى آش سماق ، آقا اكبر آقا تويسركانى تشريف آورده ، تلگرافى به عراق به سردار اسعد نوشتم كه تعديات جعفر قلى خان را از رعايا و محصول آقا اكبر آقا جلوگيرى نمايند . بعد ايشان رفته من هم مشغول تحرير . سه به ظهر مانده بيرون ، آقا شيخ عبد الحسين ساعت‌ساز را ديده احوال‌پرسى نموده ، آقاى نجم را درب دكان سيد مرتضى كتابفروش ، قدرى صحبت ، بعد به حجره آقا ميرزا على اكبر انتيكه‌چى رفته ، بسته بود . تعجب نمودم كه چه شده بسته است . بعد به حجره آقا محمد چايى فروش رفته دلتنگى او را از افراد ديده ، كاغذى به آقا ميرزا ابراهيم خان مميززاده به مشهد نوشته بود . من هم در ظهرش اظهار سلام و احوال‌پرسى نمودم . بلند شده مقارن ظهر آقا ميرزا محمد نفتى را ديده سلامت . او را خوشحال . قيمت نفت هم يك رى هيفده هزار و ده شاهى بود . كنترات مدير كوكب ايران و اسعد السلطان بعد به خانه مرآت الممالك نيم بعد از ظهر رسيده ، قاضى [ ارداقى ] و ايشان هم بلافاصله مرتبا پيش از من آمده بودند . فورا ناهار مأكولى يك قاب پلو و دو دورى مسماى بادنجان و يك آبگوشت اعلى و يك بادنجان سرخ كرده و طالبى عالى و ساير لوازم . من هم با كمال ميل فوق العاده نوش‌جان نموده ، مشغول چايى و استماع به دو تأسيس تا خاتمه كميته مجازات را آقاى قاضى بيان نمود . آقاى مرآت الممالك هم كشفى نموده بودند كه در ماه محرم ركن الاسلام خلخالى يك پاكت امانت بسته شده به دست يكى از علماى اسلام كه شيخ عبد النبى باشد داده بود كه اگر مرا كشتند اين پاكت را بعد از كشتن به ورثه من بدهيد باز كنند . بعد از كشته شدن ركن الاسلام در ماه جمادى بعد ، پاكت را كه به سيد آهن‌تاب عموى ركن و برادرش كه حال دو ماه است به طهران آمده دادند . باز كه مىشود كنترات اسعد السلطان و ركن الاسلام كه در ماه از يك تومان الى نهصد و پنجاه تومان هرقدر ضرر روزنامه بشود از طرف وثوق الدوله و نصرت الدوله داده شود و ماهى شصت تومان هم اسعد السلطان هرماهه به سيد بدهد كه هر